اطلاع ثانوی...!

عيد است و آخر گل و ياران در انتظار

ساقی به روی شاه ببين ماه و می بيار...

البت آن موقع ها چقدر راحت قضيهء رويت ماه را حل می کرده اند !! تازه طفلک شاه که انقدر لاغر بوده که به ماه نو می مانسته !!... دست آخر عيد مبارک

اما يک نو خسروانی تازه :

ذهن ملول دفتر صد برگ کاهی

پر می شود هر روز با سطری سياهی :

اندوه های کوچک خواهی نخواهی

/ 5 نظر / 8 بازدید
آبرنگ

بی اطلاع ثانوی عیدتون مبارک !

حميد

سلام! عیدت مبارک! می‌بینم که پادگان‌ها هم به اينترنت مجهز شده‌اند! شاد باشی!

آبرنگ

سلام . دیگه کم کم دارن این خسروانی ها برام جا می افتن ! اونقدر که میشه غریبه نبود . کار پر از حسی بود . یعنی بیشترین سهم این شعر به احساستون تعلق داشت . موفق باشید .

مرغ سحر

سلام ..از خسرواني خوشم آمد..بر خلاف بعضی شعر هاتون خوب به دل نشست ..بله هلال ماه هم امسال علمی رويت شد ..

مجید

>سلام//خوشحال ميشم وبلاگ من هم بيايين//تصور کنين با سر کچل و لباس سربازی تو اموزشی و تو خوابگاه وبلاگتو اپ ديت کنی....چه شود!