زیر تیغ

اصلاحیه های کتابم "بریادگار قمری همخون" آمد.

عاشقانه های کتابم قلع و قمع شدند. ۵ شعر از کتابم حذف شد. از این میان حذف دو شعر از نظر خودم ایرادی ندارد. کارهای چندان فوق العاده ای نبودند.

حذف یکی از سه گاهی های عاشقانه ام بدجور دلم را به درد آورد... بسیار تلخم کرد.

اما نکته ی جالب این که دو نوخسروانی که در کتاب اولم هم بودند و در دوران دولت کریمه ی نهم در کتاب پرنده بودن مجوز گرفته بودند حذف شدند.این دو نوخسروانی البته به دست مخاطب رسیده اند پیش از این.

خون قمری همخون بر گردن کیست؟ 

پیوست ها ـ با تاخیر

اول: خوب که دقت می کنم دوستان عزیزمان در ارشاد با کلمه ی "سینه" مشکل دارند.احتمالا خطراتی در آن نهفته است. به همین خاطر مراتب اعتراض خود را به دو مورد زیر اعلام میدارم:

١. در دیوان شخصی شمس الدین محمد نام که لقب مجعول حافظ به همراه دارد آمده است:

دست غیب آمد و بر سینه ی نامحرم زد

علاوه بر اینکه "سینه"ی مورد نظر سینه ی خالی نیست، یک صحنه ی بسیار شنیع هم در شعر تصویر شده است. یک آدم بی تربیت آمده و به سینه ی یک نامحرم ـ نه حتی محرم ـ دست زده است. لطفا مسوولین ایشان را هم پیگیری کنند.

٢. بارها به میدان های میوه و تره بار شهرداری، سوپرهای مواد پروتئینی مراجعه کرده ام و این تابلو را با جفت چشم های مبارکم دیده ام:

ران و سینه  موجود است

حالا یک دانه سینه که روی کاغذ نوشته شده باشد خطرناک تر است یا عرضه ی انبوه سینه و ران ـ استغفرالله ـ که همه اش برای اشاعه ی گناه است؟!

/ 4 نظر / 6 بازدید
حامد تبار

حدس ميزنم "كل من عليها فان" يكي از شهداي "بر يادگار قمري همخون" باشه، نه؟! كي چاپ ميشه بالاخره؟

نسیم خیس کولی

متاسفم که شعراتون را جراحی کردند