به ياد لعل تو...

 

 

به ياد لعل تو بی چشم مست می گونت

ز جام غم می لعلی که می خورم خون است ...

 

گاهی هر چند فرصت نداری به ياد کسی يا چيزی بيفتی ... يادی تو را می برد ...

 

 

 

 

/ 9 نظر / 8 بازدید
آبرنگ

یاد باد آن روزگاران یاد باد/سلام.راستی! رویت شد...

مرغ سحر

آره .. گاهی اينطوره .. وقتی فرصت نداريم به ياد کيس بيافتيم ٬ کم کم حتی ممکنه فراموشش کنيم .. اون رو با تمام لحظاتی که باهاش گذرونديم و فکر می کرديم که هيچ وقت فراموش نمی کنيم ..!!!

ameneh

سلام علی آقا...هرچند که قرار نيست دوران خدمت خیلی خوش بگذرد ولی دليلی هم ندارد که (خدای ناکرده )خیلی بد بگذرد بدانيد گذراندن اين روزها پیمودن بخشی از راه رسيدن به آرامش وانشاء...زندگی بهتراست.موفق باشید

حسین

گاهی ادم از خودشم بی خبر ميشه به روزم

حاج رسول بیابانی

Baaaaaaaaaah! Chetori Dash Ali! Ghorboone oon sedaye nakarat! Baba delemoon barat ye zarreh shode! Ba yahoot ye pm bede addetan benamaeem! Albate Yadam raft ke mazerat khahi konam! Mazerat mikham ke ba adabiate khasse khodam In mohite Farhangi ro be gand keshidam! Boos Boos Boos!

javadi

نگاه کرد به حالم ...نگاه کرد به می.... به گريه گفتمش آری طبيب من...آری!