بعد از دلتنگی...

دل تنگی...

از هستی خود چنان نه بيشم ؛ که کمم

آميخته با نسيم سرد عدمم

در هر نفسی حسرت و اندوهی ژرف

آدم که نه البته؛ فقط آه و دمم

و بعد از دل تنگی که ...

موج موج آرزوی ديدنت

تا شکوفه های سرزمين سيب

ساحل مديترانهء تنت

بابت مطلب قبل از دوستان عذر می خواهم ... اين بار برای تازه کردن هوای شما دو روز پياپی به روز شد ...هر دو کار بالا از راقم اين سطور است حضرات!

/ 14 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرغ سحر

سلام..رويت شد...اين مسابقه که فرموديد...برای وبلاگ های ادبيه و افرادی چون شما که شاعريد و تمام پست ها هم يا نقد ی است و يا شعری و يا معرفی سبکی و... . وبلاگ من تنها مکانی است برای دل خودم...نه چيزی که به آن فخر کنم..و نه به مسابقه اش کشانم...با درود و بدرود..

hamdel

بعد از دلتنگی ...عذر خواهيتون رو می پذيرم..!!!هر دو کار ـ شعر ـ بود.//بردبار باشيد//

hamdel

(هی ...شاعر که می شوی ...خيال تو يعنی حکومت دوست.)//برقرار باشيد و بيقرار//

س-ق

mofagh bashe shaer

dishlame

با اين شعر هايت ای کاش اسمت را ميگذاشتی خلوت گوزيده ، نه خلوت گزيده که در خلوتت گوزيده ای و در عوالم خلسه از بويت اين را نگاشته ای .سير بخوری بهتر ميتوانی شعر بگويی.موفق باشی .

خلوت گزیده(ره)

در مورد کامنت دیشلمه: // هردم از این باغ بری می رسد ...// برای من کمترین اهمیتی نداره اما لطفا نظر بدید چنین کامنتهایی را حذف کنم یا خیر؟؟

م

به نظر من حذفش كنيد. آن آدم شريف و باادب نياز به تكفير ندارد...

م

در ضمن شما هميشه بهتر مي دانيد كدام پيام ها را حذف كنيد. درست است؟!

dishlame

حذف کردن اين پيامها حذف کردن خودته.چون ميدونی که درست ميگم صاحب خانه .هر جونی ميکنی بکن ...چون من ديگه خودمو با اينجا بو گندو نميکنم.تو يک ابله پر مدعا هستی .يکی بايد اينو بهت ميگفت.خو من گفتم .

پریا

از قديم گفتن ادب از که اموخی از بی ادبان .حالا حکايت اين بنده خداست آقای عباس نژاد عزيز.دل بعضيا انقدر کوچيکيه که کمترين و بی مقدار ترين ها هم توش جا نمی گيره و اينجوری می ريزه بيرون .بعضي دیگه انقدر زبونن که حکایت طبل غازی ميشن: هرچه بزرگتر توخالی تر و پرصدا تر...////با اینهمه تصور من اینه که شیرینی کلام شما شور چشمی حسود رو به دنبال داشته ////.گوشه خلوتتون رو همچنان حفظ کنيد که این ؛ خلوت گزيدگی؛ از سلامت نفس و قلم شما بوده است. سبز ترو پايا تر باشيد.و بی محلی برای ملاحظه به اين سر و صداهای بيهوده.در پناه یکتای توانا