نمیشه غصه مارو یه لحظه تنها بذاره

میان ‌همه مشکل‌ها و اتفاق‌های رنگ‌به‌رنگ، از دست دادن عزیزان شاید سخت‌ترین است. راستش را بخواهید فقط چند نفر هستند که از دست دادنشان دلم را بد به درد می‌آورد؛ با اینکه همیشه تسلیم قاعده‌های بازی حیات بوده‌ام و خشنود به مرگ.

چند لحظه پیش صفحه میلم را باز کردم و دیدم دوستی پیام گذاشته که"محمد نوری خواننده‌ی اسطوره‌ای ایران درگذشت." شامگاه شنبه ی سیاه تهران مگر نشنیده بود که "شب‌های تهران زیباست... زیباست... زیباترین شب‌های دنیاست؟" 

دریغ ... دریغ

چقدر آرام گرفتم به صدای نوری...چقدر زمزمه کردم ترانه‌هاش رو...هنوز هم ... همیشه هم...

سفر خوش خواننده ی باشکوه من ...

*

این فقط نوشته ای در لحظه است برای مرد باشکوه ترانه‌خوان عزیزم.خواه خوشایند خواه نه.

 *

در این میانه علیرضا قاضی‌مقدم عزیز پس از مدت‌ها وبلاگش را به روز کرد. خوب است که هی هو  را بخوانید. در فهرست کوچه‌ی رندان هم جای خالی او پر شد.

 لطف بسیار به من دارد این نازنین شاعر. همین جا از او تشکر می‌کنم.

 

/ 13 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رویاباقری

خدا رحمتش کنه آره رفتنش تلخ بود... بد دل زمانه بود که ناگه زمن برید من قصد از زمانه بریدن نداشتم کلا "از دست دادن" برای آدم خا سخت و سنگینه حالا ایشالا که خدا عزیزانتون رو براتون حفظ کنه[لبخند] روح آقای نوری هم شاد

علی مظفر

درود شاعر کوچه های احساسات . گرامی دوست عباس کل نفس ذائقه الموت آماده باش قطار سرنوشت ببین من و تو را کجا پیاده می کند تا زنده هستم بیا برایم دکلمه کن آن تکلمه ی زیبایی را که دوستش دارم تو ای پسر... دل داده و بـــــرده مان چه فرقی دارد غم ،خورده نخورده من چه فرقی دارد وقتی که نمی شــــــود به دلدار رسید ما زنده و مــــرده مان چه فرقی دارد با دو استکان رباعی آماده پذیرایی از ذهن خلاق شما گرامی شاعر هستم بدرود

شیما اسلامی فخر

با سلام... از آب ها به بعد با غزلی به روز است و در اشتیاق نگاه سبرتان........... برقرار باشید [گل][گل]

رویاباقری

سلام اینکه هنوز با غزلم با خداست که... شاید رسید روزی وُ دیگر نخواست که ... من شاعرم به سبک خودم حرف می زنم ... به روزم

پژمان‌الماسی‌نیا

سینه به سینه‌ات دادم ای دشت تا راز آویشن و سوسن و غزال... بیش از این ستاره باید! . . . دعوت به مراسم خوانش «تقویم عقربه‌دار ماه‌های بهار»

حامد تبار

آقای عباس نژاد چه خبر از کتاب جدید. هنوز منتظریم

عطایی

سلام دوست عزیز خوشحال میشوم بصرف یک استکان غزل پذیرای شما باشم از حضورت خواهم آموخت ممنون[گل]