تنفس در هوای غزل...

نزدیک : ماه در شبستان ها دمیده

کار جنون ما را به صحراها کشیده

با عشق از پی آمده تا کام گیرد

تردید را : پیراهن یوسف ؛ دریده

رقصان میايی سرخوشان مست از تماشا

نارنج را نادیده و دستان بریده

لبخند خواهی زد ، میایی چون سپیده

این زخم های سرخ را با بوسه چیده

**

...

جسمی که رنج سالیان در خون نشانده

چندی است تسکین تبسّم را چشیده

/ 2 نظر / 8 بازدید
سعيد

... حدود يک هفته قبل با هم راجع غزل حرف زديم. يادت که می‌آيد؟

یوحنا

سلام اينقدر خوشحال شدم که اينجا ديديم که نگو عزيزی