چند رباعی

خيام (ره) :

ترکيب پياله ای که در هم پيوست

بشکستن آن روا نمی دارد مست

چندين سر و پای نازنين از سر و دست

از مهر که پيوست و به کين که شکست؟

کمال الدين اسماعيل اصفهانی (ره) :

دل خون شد و شرط جانگدازی اين است

در حضرت او کمينه بازی اين است

با اين همه هم هيچ نمی يارم گفت

شايد که طريق عشق بازی اين است

اصغر معاذی (ره!) :

از سوز و گداز ناله ام را پر کن

اين خلوت چند ساله ام را پر کن

يک مستی ناب در لبانت جاری است

لبخند برن پياله ام را پر کن

و ... علی عباس نژاد ( عليه ما عليه !) :

در باغ شکوفه های بر پود زده

بر گنبد فيروزه ای دود زده

گر می گيرند شاخه اسليمی ها

از معجزهء خليل نمرود زده

/ 6 نظر / 13 بازدید
مرغ سحر

کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش...

آبرنگ

اول از همه سلام . اما بعد : خدمت شریفتون عرض کنم ازخیام بزرگ نوشتید لذت بردم . از کمال الدین اصفهانی علیه الرحه نوشتید بسی جای تحسین که هم یاد کردید و هم استفاده کردم . اما اینکه رباعی هزاران بار شنیده آقای معاذی رو دوباره مجبور به خوندنش بشم و تازه اونهم در ردیف سوم بعد از آن دو بزرگوار .......!!!!!!!!!!!!!( ..... ) ...بگذریم . اینها همه یک طرف چطور شد طبع شما به رباعی نشست ؟!اونهم بعد از بزرگوار معاذی - معاذالله - علیه الرحمه ! ( حالا آن دو بنده خدای اول هیچ ! ) ؟؟!

آبرنگ

گر کار فلک بعدل سنجیده بدی / احوال فلک جمله پسندیده بدی / ور عدل بدی بکارها در گردون / کی خاطر اهل فضل رنجیده بدی ! / شاد باشید و در پناه خدا

حسین

خوب بود اما اين عليه ما عليه کيه؟