حرف های خودمانی در بارهء

هملت

البته تا همين ديشب می خواستم وبلاگ را به دلايلی برای هميشه تعطيل کنم... اما اين طور شد که باز هم دارم مطلب مينويسم.

مرحوم آندره ژيد زمانی مطلبی قريب به اين مضمون گفته بود که يک شاعر بايد دست کم از هر زبان غير از زبان مادری اش يک اثر به زبان خود ترجمه کند تا ... و خوب هزار فايده در اين قضيه هست. اما در اين وانفسا که هر شيرين عقل نادانی دم از هنر ميزند دوستان حتی در پيشگاه ادب کهن خودشان شرمنده اند چه رسد به ادبيات ديگر کشور ها.حالا من می گويم: بابا جان! ترجمه پيشکش بيا و فقط يک بار بعضی از قله های ادبيات کشور های ديگر را مطالعه کن. اما آن ها هم که لاف شعر ال و بل دارند هم اين کار را نمی کنند و آن وقت شعر می گويند فارسی انگليسی!!!

بماند. اما يک مخاطب جدی وقتی کتاب می خواند نبايد مثل کلمن (همان چيزی که برای خنک نگه داشتن آب استفاده می کنند!) منفعل باشد . خواه کتاب تحليلی و انتقادی باشد و خواه اثری مثل هملت شاهکار شکسپير عزيز. در کتب ادبی منظورم آثار پايه ای مثل همين هملت وحتی آثار  شاعران خودمان مخاطب بايد به دنبال نشانه ها برود تا انديشهء گوينده را بيابد. برهمين اساس بسيار کسان حافظ پژوه می شوند وشکسپير شناس و قس علی هذا...

در مورد شکسپير و هملت بيشتر فرنگی ها اظهار نظر کرده اند. اما من به عوان يک مخاطب با بيشتر حرف هايشان مخالفم. اگر بخواهم ساده بگويم  آن ها درست از همان زاويه ديد به اين اثر نگاه کرده اند کهگورکنان پردهء پنجم نمايشنامه - به عنوان عوام - به قضيه نگاه می کنند.

اگر بپرسيم خلاصهء‌داستان چيست عموما حتی اهالی تئاتر می گويند داستان شاهزادهء دانمارک که از توطئهء قتل پدر آگاه می شود و قصد انتقام ميکند و از نامزدش چشم می پوشدو... نامزدش ديوانه می شود و... دست آخر با گرفتن انتقام خودش هم می ميرد. و اين ابلهانه ترين تصوير است در بارهء نمايشنامهء هملت . من اينجا قصد شرح نوشتن بر اين نماشنامه را ندارم . اما از شما می خواهم يک بار ديگر اين نمايشنامه را بخوانيد با پيششرط های زير :

۱- نمايشنامهء تيتوس اندرونيکوس که اولين اثر شکسپير است را با دقت بخوانيد . شکسپير آن جا هم ديوانگيی از همين نوع را به تصوير می کشد ديدتان را در مورد ديوانگی عوض کنيد.

۲- در اثر به دنبال نشانه بگرديد ... به عنوان راهنمايی به ترانه خوانی های افليا آنجا که ديوانه! می شود توجه کنيد.

۳- اگر اثر را بيش از يک بار بخوانيد و به دو مساله بالا توجه کنيد و باهوش هم باشید می توانيد به زودی اولين شکسپير شناس ايرانی باشيد که از عهدهء تحليل آثار شکسپير هم بر می آيد...!

/ 11 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الف-س

سلام! اینقدر سخت نگیرید! هر کس از چیزی که می خواند آنطور برداشت می کند که روحش می طلبد. اینقدر سعی نکنید مردم را متقاعد کنید که مثل شما بیندیشند. البته من با شما هم رای هستم نه مخالف ولی زیاده از حد جدی بودن در هنر به گمانم درست نیست. تو از هملت آنی را می فهمی که خود توست......

ab_rang

سلام بر فعال ترين وب لاگ نويس عصر حاضر! وقت کرديد يه کم بيشتر بنويسيد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ab_rang

جدا فرصت خوندن نيست. امتحانات ديگه....ولی حتما سر فرصت ميام.راستی آقای عباس نژاد برای سال فروغ قرار برنامه ای نيست؟ کاش بتونيد خبر بگيريد!

اميد نقوي

سلام پدر جان........... از لطف شما ممنون........ منظورتان در مورد قرطی بازي را متوجه نشدم ولی سعی خواهم کرد از هرگونه قرطی بازی خودداری کنم و به فرموده شما سعی خواهم کرد شاعر بشم. ولی اگر من هم صبر کنم تا بزرگ بشم بعد. ديگر بزرگانی مثل شما به چشم نخواهند آمد. پس اجازه بدهيد کوچکترهايی مثل بنده هم زير سايه شما باشند. يا حق

mirzaa-ghalamdoon

سلام دوست من! از توصيه ت ممنون ....دوست داشتی سمت ما هم بيا ...خوشحال ميشم....

مهلا

شکسپير امروز شايد در ميان ما اگر بود / دردهايش فرق می داشت - حرف او حرفی دگر بود

مهلا

گر کوزينتسف در اين شهر - گام در هر کوچه می داشت / دوربينش را به غفلت - بر در هر خانه می کاشت / شايدش می شد فراموش هملت اشراف زاده / جا که دختر از غم نان - عفتش بر باد داده /لير شاهانی در اين شهر - کور دلياها دريدند / بر سر نانی فزونتر بس فجايع آفريدند...

javady

سلام .بابت تاخیر کمی متاسفم .اما خوشحالم که شما اهل تاخير نيستيد و همين طور بهتر از ديروز مينويسيد .با اين نظريات پیشنهادی... بگذاريد فعلا فکر کنم .شايد باهاتون موافق نباشم .در ضمن خوشحال ميشم اگر نظراتتون رو بشنوم .البته ....که وظيفه ی ماست که به شما سر بزنيم .البته .... که بزرگترشمایید .پايدار باشيد و اميد وار.

خلوت گزیده

برای مهلا رحمانی متاسفم به خاطر اينکه من خواستم از نگاه سطحی به شکسپير گله کنم و او دقيقا همين نگاه را دارد . احساس می کنم نوشته ام بيهوده نوشتن بوده...