چند شعر از استاد شفيعی کدکنی

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

اما چند شعر می نویسم از دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی ...

 

هزار مرتبه گفتند و باز نشنیدی

کنون سزای ستیهنگیت را دیدی

گرسنه میر و به زنجیر میر کاز چه رو ای شیر

به جشن شادی بوزینگان نرقصیدی

 

و دیگر

 

گه ملحد و گه دهری و کافر باشد

گه دشمن خلق و فتنه پرور باشد

باید بچشد عذاب تنهایی را

مردی که ز عصر خود فراتر باشد

 

و دیگر

 

حسرت نبرم به خواب آن مرداب

کارام درون دشت شب خفته است

دریایم و نیست باکم از طوفان

دریا همه عمر ، خوابش آشفته است

 

و ... کویری

 

شادی!

     شادی!

           هزار شادی ، شادی!

برکاغذ کاهی کویر

                   اینک:

از جوهر سبز

              نقطه

-         آبادی ! 

 

در پست بعدی می خوانید :

 

 

تیغ و زنگی مست

متن کامل سخنرانی شاملو درباره ی فرهنگ ایران و حکیم فردوسی در امریکا

در دو قسمت

به همراه یادداشتی نگاشته در باب این سخنرانی

از خلوت گزیده

 

/ 4 نظر / 372 بازدید
زهرا رشیدی

باید بچشد عذاب تنهایی را مردی که ز عصر خود فراتر باشد// * دریا همه عمر ، خوابش آشفته است* یک بیت و یک مصرع فوق العاده تاثیرگذار...وشعر آخر که خیلی دوستش دارم و بی اختیار با خوندنش حس شادی رو لمس می کنم.دستتون درد نکنه.مشتاقانه منتظر پُست بعدی شما هستم.(راستی!تکلیف اون تبلیغ چی می شه با پُست یعدی؟؟! )

زهرا رشیدی

دو نکته قابل یادآوری ! : ۱.سلام(که در کامنت قبلی یادم رفت) ۲.یعدی نه، بعدی. در پناه حق.

ترمه

وانگاه که دو رکعت نماز برای عشق می خوانم تسبیح دیگر انگشتانم را رها نمی کند غزلهایم به میهمانی سجاده ام می آیند به مینای دلم سوگند ...... -------------------------------------- سلام بر جوهری که سبز می تراود

مجيدى

هزار مرتبه گفتند و باز نشنیدی کنون سزای ستیهندگیت را دیدی گرسنه میر و به زنجیر، کز چه رو ای شیر به جشن شادی بوزینگان نرقصیدی؟! استاد شفيعى کدکنى