این روزها تنها: بر یادگار قمری همخون

دوستان عزیز...

این روزها تنها هدف من به چاپ رساندن کتاب دومم است. بر یادگار قمری همخون خلاصه‌ی تمام حرف‌ها و دردهای من است. به رغم ناملایمات، مشکلات بی‌شمار و نامهربانی‌هایی که دیده‌ام و می‌بینم با جدیت این کار را دنبال می‌کنم. علاوه بر این تصمیم دارم جز در شعر سکوت کنم.

دوستانی که مجموعه را دیده‌اند با من هم‌عقیده‌اند که این کتاب در مجموع نسبت به پرنده بودن قدمی‌ست به پیش. امیدوارم این عقیده تنها عقیده‌ی من و دوستان نزدیکم نباشد و منتقدان و خوانندگان منصف با من در این‌باره هم‌عقیده باشند.

از شعرهایی که در این کتاب نیاورده‌ام برایتان می‌نویسم:

 

کابوس بیم‌ده.

گاهی پناه باش

بانوی ماه و مه

 

*

 

قفس برای صدای قناریان تنگ است

چقدر وعده که صبحی میایدت آزاد؟

«میان ِ ما و صبوری هزار فرسنگ است...»

 

*

با احترام

/ 3 نظر / 18 بازدید
علی قابلی

منتظر انتشار دومین کتابت هستم دوست خوبم. راستی. یادت میاد می خوندی ... در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی ... یادش بخیر

محمد

جناب آقای عباس نژاد سلام . امیدوارم هر چه زوتر این مجموعه شعرتان چاپ شود و بازتاب خوبی هم برای شما داشته باشد . ان شا الله .