پایان

خبر نخست و قطعی این که به کلی از چاپ کتاب دومم "بر یادگار قمری همخون" منصرف شدم. علت این تصمیم هم الطاف پیدا و پنهان جماعت اهالی نشر است. تمام کارهای این کتاب تقریبا تمام شده بود، اما مشکلاتی پیش آمد که عطای چاپ کتاب را به لقایش بخشیدم. تبریک می گویم این موضوع را به تمام کسانی که در یک سال گذشته به شکل های مختلف سعی کردند به نیت‌های مختلف ـ گویا بعضی از سر محبت !! ـ به من ضربه بزنند. تبریک دیگر هم تقدیم به نشر محترم        ـ که چاپ رمان‌های عامه پسند با تیراژ بالا برایش آرزو می کنم.

*

به این ترتیب پرونده‌ی چاپ کتاب‌هایم را برای همیشه می‌بندم. در مملکتی که ناشرانش فرق دوغ و پیشاب را نمی‌فهمند، چه اهمیت دارد یک شاعر کمتر یا یک شاعر بیشتر. شاید ـ اگر بتوانم ـ شعر را هم رها کنم و بروم پی یک کار آبرومند. تصحیح دیوان حافظم را برای خودم نگه ‌می‌دارم تا لذتش برای خودم بماند.

*

بعضی‌ها پیش از آن که الفبای شغلشان را یاد بگیرند تمام راه‌های شارلاتانی و تحت فشار گذاشتن طرف‌هایشان را یاد می‌گیرند. خدا قوتشان بدهد.

*

اما این وبلاگ. گمانم از آبان ٨٣ می نویسم. یک سال بیشتر یا کمترش چه فرق می کند؟ اینجا همیشه خواننده‌های دایمی کمی داشته و دارد: عزیزانی که به من لطف داشته‌اند. یک خواننده هم همین اواخر پیدا کرد که با نقل قول یک جمله از وبلاگ در جایی که نباید بهانه داد دست کسی که می‌مرد برای بهانه‌ی مناسب! این یعنی یک کرشمه‌اش تلافی ِ صد... کرد! ترجیح می‌دهم ننویسم. شاید بهتر باشد خلوت گزیده رها کند این مجاز دردسرساز را بلکه بتواند به حقیقتی آرامش‌بخش برسد.

از همه‌ی دوستان عزیزی که در تمام این سال‌ها همراهم بودند، شعرهایم ، یادداشت‌هایم، تلخی‌ها و شکایت‌هایم را خواندند ممنونم. باور کنید این‌ها که می‌نویسم گلایه نیست، فقط شرح حال است.

*

جنگ است. پایه‌ی جنگ هم بر شقاوت و نیرنگ. من نیستم. خودتان با خودتان درگیر باشید و لاشه‌ی همدیگر را بدرید. در ضمن برای آن که قیافه‌ی کریه و بوی گندتان را پنهان کنید، پیشنهاد می‌کنم از بوی توتون پیپ و شمایل روشنفکری استفاده کنید. دیده‌ام در نزدیک خودم، جواب می‌دهد.

*

علی عباس‌نژاد ِ شاعر ِ خلوت گزیده تمام شد.

عزّت زیاد

پی نوشت:

١. اینکه شما چه سطرهایی از این مطلب را به خودت بگیری با خودت است. این مطلب بیش از یک مخاطب دارد. از نزدیک ترین نزدیکان تا دورترین دوران. این دنیایی ست که من می بینم، حالا شما کجای آنی؟

دلم به دوستان جانی خوش است. شیخ فرمود:

جانا بهشت صحبت یاران همدم است

 

/ 25 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نقد کتاب شعر سوره

مرکز آفرینش های ادبی حوزه هنری برگزار می کند. __________________________________________________________ __________________________________________________________ سومین نشست نقد کتاب شعر سوره به بررسی مجموعه شعر «بی خوابی عمیق» سرودۀ محمد مهدی سیار اختصاص دارد. در این نشست آقایان حمیدرضا شکارسری و علی اکبر میرجعفری به عنوان منتقد حضور خواهند داشت. این جلسه روز یکشنبه 5 اردیبهشت 89 از ساعت 17 در محل کتاب فروشی سوره، واقع در خیابان حافظ – خیابان سمیه – نبش حوزه هنری، برگزار می شود. از علاقه مندان برای شرکت در این نشست دعوت به عمل می آید. تلفن تماس : 84172311 __________________________________________________________

نسرين تهراني

سخت نگير شاعر خوب اين روزگار بدكردار ... بازگرد بي كه اين بار به كسي اعتماد كني. مي‌دانم كه تكيه گاهت فقط خدا بوده و كلمات نابت... بازگرد و بنويس و ما را بهره مند كن از كلماتي كه خود عشقند ... خود درد ... خود خود ناب زيستني پاك.

راهوندخیال

سلام [گل] يك: دعوتید به شعرخوانی در سه شنبه هفتم ارديبهشت/سراي اهل قلم: خيابان انقلاب/خ فلسطين جنوبي/كوي خواجه نصير/سراي اهل قلم/ساعت 16:30 و: چهارشنبه در طبقه دوم تالار انديشه /خ حافظ/بالاتر از چهارراه كالج/ حوزه هنري/ دو: "ديدار"در راهوندخيال يك غزل تازه

مسيح

سلام تا شب چشم تو در بيشه ي رويا روييد..... با غزلي به روزم

مریم حقیقت

با عشق سلام دوست در ناشكيبي ِ أسمان خسته از آوار ِ همیشگی ِ سفر با حسي چند وجهی پارادوکسیکاال به روزم که: تازه این ابتدای ویرانی ست چراغت بر چشم یاعلی

علی اکبر لطفی

سلام وب خوبی دارید بسیار بسیار زیبا خواندم ولذت بردم شما را به خواندن سه رباعی دعوت می کنم در پناه حق

راهوندخیال

كنار بغض يوسفم كه مانده در گلوي چاه [گل] سلام غزلی دیگر

مجید سعدآبادی

___________________________________ کاش گوزنی بودم سر و شاخ هایم در اتاق پذیرایی تان آویزان بود پدرت به اینکه ذل زده ام به تو افتخار می کرد و گاهی به تفنگ شکاری اش ___________________________________ سلام دوست ادیب به روزم باشعری جدید [گل]