سه گاهی

 

 

اما پیش تر از من کارهایی در قالب نو خسروانی و نوخسروانی پیوسته ( سه گاهی ) خوانده اید ، و این کاری تازه است در معرض داوری شما

 

 

سه گاهی دیگر

 

 

تبعید ... خسته شاعر دلتنگ

گم کرده راه آمد و شد را

در شوره زار نکبت و نیرنگ

 

آه ! آفتاب وحشی سوزان

دیگر مرا مجال چه ماند ؟

تفتیده روح خار بیابان

 

با وهم ها نشسته هم آغوش

با ریگ داغ خفته به بستر

هستم ... ! ولی دل سفری کوش ؟

 

 

 

/ 6 نظر / 11 بازدید
سعيد

علی جان! ما نبايد داوری کنيم. داور ميان دو چيز دو سو دو طرف را داوری می‌کند. چيزی در کف ديگر نيست. نو خسروانی‌ها و سه گاهی ها هنوز در ابتدای راه هستند. بگذار جا بيفتند. خوب و بد گفتن‌های الآن ما به مسيری است که آنها در حال طی کردن آنها هستند است. او فعلا مسير خود را خوب می‌رود. فعلا. می‌دانی که هميشه کسانی هستند که مسير رود را گل آلود می‌کنند. سعی می‌کنيم نگذاريم کسی از گل آلودی رود ماهی بگيرد. راهت را ادامه بده. خوب است.

مسعود جعفری

سلام. اما من نظر ديگه ای دارم. به نظر من اين نوخوسروانی ها در ابتدای راه نيستند. چون شاعرش رو می شناسم . سالهاست که شعر می گويد . سال هاست غزل آزمايی می کند. اين نوخسروانی ها از مرحله آزمون و خطا گذشته اند. دقيقا همين الان وقت داوری است. من هميشه از علی انتظارم بالا بوده است و به نظرم خوب دارد راه اين نو سروده ها را می رود . من که لذت بردم از هر سه ی اين کارها . هم کلمات سر جای خود قرار دارند هم حس شاعر با کار درگير شده است . فقط مي ماند يک نکته که آن هم در يک فرصت بهتر . تهران هستی يه خبر بده. يا علی.

م.ع

سلام. من از همون موقع که با هم توی دانشگاه می نشستيم و شعرهات رو می خونديم هيچی حاليم نبود! هنوزم نيست! اميدوارم حاليم بشه! راستی هر دوی لينک هات رو گذاشتم روی وبلاگم!حال کردی به ما هم يه سری بزن جوون!

مسعود جعفری

سلام بر علی بزرگوار . خوبی بابا ؟ آقا فکر کنم کم کم کمک بايد منتظر حضور دائمی ت باشيم . تا اون روز منتظرم... آقا بهر زويم و منتظر... يا علی و در پناه خدا...