زيستن برای...   

اما اول ...

عيد رخسار تو کو تا عاشقان

در وفايت جان و دل قربان کنند

که يعنی عيدتان مبارک

و البت

خوش برآ با غصه ای دل کاهل راز

عيش خوش در بوتهء هجران کنند

که اين يعنی حال دل خوب است.

حکايت بسيار است اما گفتنی نيست . روزهايی که می گذرد را بايد در دراز مدتی و به تدريج بررسی دوباره کنم تا تجربياتش را طبقه بندی کنم . روزهای وحشتناک اوليه کم کم می گذرند ؛و ما عادت می کنيم و آنها هم نيرويشان را برای بچه های دورهء بعد ذخيره می کنند . اما چقدر دلم هوای دوستان و آشنايانم را کرده...

گرچه ياران فارغند از ياد من

از من ايشان را هزاران ياد باد

دوستان اگر دست داد و حافظ خوانديد ... ياد من کمترين هم باشيد

اما راست است که ديد آدم تغيير می کند در خدمت ؛ اين تغيير تکامل سريع است در جهتی که در حرکت بودی ... نه تغيير به سويی ديگر...

زنده باشيد...زندگی کنيد...خداوند نزديک است

+

۱۳۸٤/۱٠/٢۱ - خلوت گزیده