چند رباعی   

خيام (ره) :

ترکيب پياله ای که در هم پيوست

بشکستن آن روا نمی دارد مست

چندين سر و پای نازنين از سر و دست

از مهر که پيوست و به کين که شکست؟

کمال الدين اسماعيل اصفهانی (ره) :

دل خون شد و شرط جانگدازی اين است

در حضرت او کمينه بازی اين است

با اين همه هم هيچ نمی يارم گفت

شايد که طريق عشق بازی اين است

اصغر معاذی (ره!) :

از سوز و گداز ناله ام را پر کن

اين خلوت چند ساله ام را پر کن

يک مستی ناب در لبانت جاری است

لبخند برن پياله ام را پر کن

و ... علی عباس نژاد ( عليه ما عليه !) :

در باغ شکوفه های بر پود زده

بر گنبد فيروزه ای دود زده

گر می گيرند شاخه اسليمی ها

از معجزهء خليل نمرود زده

+

۱۳۸٤/٩/۱۸ - خلوت گزیده