اين بار ارکستر ملل...! يا...   

زاد روز به یاد ماندنی با آوای مرغ سحر...

یازدهم مهر ماه سالروز تولدم بود ، اما امسال به لطف چند دوست عزیز و محبت حضوری و غیر حضوری شان ؛ متفاوت از هر سال - به خصوص سال قبل که در فراموشی کامل گذشت - بود . علاوه بر آن مراسم آن هم در تالار وحدت برگزار شد ...! کنسرت ارکستر ملل در تاریخ یازدهم مهر ماه . این بیشتر مقدمه ای بود بر یادداشتی در مورد این برنامه

 

ایام سخت را گذراندیم و مانده ایم

ما را به سخت جانی خود این گمان نبود

 

کنسرت ارکستر ملل / به رهبری پیمان سلطانی / تکنواز تار : کیوان ساکت / تکنواز تنبک : بهمن رجبی / آواز : سالار خان عقیلی

البته من به خاطر حضور سالار عقیلی به این کنسرت رفتم ، اما شب قبل از برنامه ، وقتی از حضور کیوان ساکت در کنسرت مطلع شدم ، شوقم برای دیدن برنامه بیشتر شد . برنامه در بخش اول هیچ قطعه آوازی یا بهتر بگویم کلامیی نداشت . بهترین بخش هایش هم به گمان من دو قطعهء« رقص ایرانی » و « غم و شادی » بود اثر کیوان ساکت ، و چقدر مبهوت کننده بود صدای جادویی تار کیوان ساکت . بخش دوم با قطعه ای آغاز شد که سالار خان عقیلی خواند : نخستین سرود ملی ایران .

در همین بخش دوم برنامه چشمم به جمال آقای بهمن رجبی استاد تنبک هم روشن شد ؛ در اجرای « موسیقی کوچک شبانه » موتسارت . البته من بر اساس شنیده ها در مورد او پیش داوری کرده بودم ، اما آنچه در برنامه و حاشیهء آن دیدم موید داوری من بود و نه ناقض آن . در پایان هم اجرای متفاوت ( البته بر اساس همان اجرای مشهور از مرغ سحر ) که دومین اجرای سالار خان بود در این برنامه و بسیار شنیدنی .

اما آنچه در نقطه ضعف های برنامه می توان گفت ...

می دانید هر موسیقی فضای خاص خود را دارد . اما متاسفانه این مساله در این کنسرت مورد توجه قرار نگرفته بود ، قطعاتی که اجرا شد بعضی بر اساس موسیقی محلی اروپا بود ، بعضی کلاسیک ، بعضی مثل مرغ سحر ، و بعض دیگر هم بر اساس موسیقی محلی . یعنی اجرای چهار گونهء مختلف ! البته اجرای دو گونه از آنها در کنار هم قابل پذیرش تر بود ، اما تفاوت فضا های این چهار گونه در یک کنسرت کمی ذهن را آزار می داد . البته اجرا ها بسیار خوب بود .

خیلی دلم می خواست کار کیوان ساکت را ببینم ؛ و خوب فکر می کنم انتظارم برآورده شد ، اجرای خوب و حضور گرمش در این کنسرت یکی از بخش های جالب توجه بود .

اما بهمن رجبی ... شنیده بودم در مورد کار او ... و این که مثلا در مورد فرهنگفر نظرش چیست و اینکه در تنبک نوازی بیشتر دنبال کارهای محیر العقول و مشکل و تکنیکی است ( مثل همین شاعران که در شعرشان بالا می افتند و از این طور کار ها !) و طبیعتا با آواز همراهی مناسبی ندارد اما مناسب تکنوازی است . او آمد ... در بروشور برنامه کلی از او افاضهء فضل غرور آمیز نوشته بود . روی سن هم که آمد انگشت هایش را به نشانهء پیروزی بالا گرفت و حرف   v  را به جمعیت نشان داد ... نفهمیدم کجا برنده شده بود ! اما از حق نگذریم که انگشتانش مثل امواج دریا روی تنبک می رقصیدند ... فوق العاده بود ... اما دریغ ...!

و بعد اجرای مجدد و فوق العادهء سالار خان همراه با کیوان ساکت که پایان بخش برنامه بود و گرم ؛ مثل شیر گرم در زمستان . در بند بند بدن اثر می کرد . سالار عقیلی همان طور بود که باید .

پسر بچه ای بعد از اجرای اول و خروج او از سن پرسید : « اه ! مامان چرا شجریان رفت ؟ » و جالب این که چند نفری بزرگ تر هم او را با استاد شجریان اشتباه گرفته بودند !  البته این به آن دلیل نیست که سالار خان شبیه استاد شجریان بخواند ، این از نا آشنایی گوش آنها با صدای خواننده ها ... و البته تسلط فوق العادهء سالار عقیلی در اجرا هایش ، خصوصا تحریر ها ...

و البته این آغاز حکایت کردن حسب الحال مشتاقی است....

 

و این بود قضیهء جشن تولد من در تالار وحدت !!

 

 

 

+

۱۳۸٤/٧/۱٢ - خلوت گزیده