در حاشيهء کنسرت ارکستر ملی ايران   

پنج شنبه هفتم مهرماه ... تالار وحدت

کنسرت ارکستر ملی ایران بود به رهبری استاد فرهاد فخرالدینی و همراه با آواز برهان محمد قولوف خوانندهء تاجیک و البته سالار خان عقیلی .

برنامهء شسته رفته و منسجمی که به گمان من مخاطب - که به جمع حاضر به عنوان تماشاگر ، حرف هایشان و ابراز احساسات ایشان قبل و بعد و بیرون سالن توجه می کردم – بیشتر مرکز توجه شان سالار عقیلی بود تا حتی فخر الدینی بزرگ .

سالار عقیلی به اعتقاد من یکی از برگزیدگان و برجستگان نسل دوم موسیقی سنتی ماست ( البته نسل دومی که در دورهء انقلاب اسلامی رویت شده اند ). در بین خوانندگان جوان سه نفر هستند که موفق بوده اند و یک نفر چهارم . آن نفر چهارم عبدالرسول کارگشا است که به اعتقاد من هنوز هدف و معنای پرداختن به هنر را برای خودش روشن نکرده است و همین او را با این که خیلی زود کاست داد و البت صدای بدی هم ندارد عقب انداخت . در سه نفر اصلی یکی آقای قربانی است که او را عوام با کارهایی که برای سریال های تلویزیون خوانده است می شناسند . او احتمالا در آینده بیشتر موفقیتش را مدیون این باشد که می داند چگونه از صدایش استفاده کند ، و البت دانشش ، که او چندان صدای دلنشینی ندارد . می ماند سالار خان عقیلی و همایون خان شجریان . صدای سالار خان متفاوت ، قوی و اجرا و تکنیکش فوق العاده است . از استواری خاصی در خواندن و از آن مهم تر شخصیت برخوردار است فقط ریتم تند کارهایش کمی نگرانم می کند و این شتاب کمی برای جوان ها در هر هنری هست ، اما بسیار امید می رود که این مشکل زیاد دوام نیاورد و او با گذر کوتاه زمانی بتواند جایگاهی منحصر به فرد در آواز ایرانی به دست آورد . تا اینجا آمدیم و سطری هم دربارهء همایون : او کیفیت صدای پدر را دارد ، توانایی و تکنیک او را هم دارد ، اما من نگران آنم که مبادا تفکر و اندیشهء او آنقدر که تفکر استاد پدر محکم است قوام نیافته باشد ؛ آن وقت آن صدا و تکنیک بر دوش آدمی که به قدر کافی تفکرش پخته نباشد سنگینی می کند و این برای هر هنرمندی یک خطر است . من برای همایون نگرانم و البته زمان است که عیار او را مشخص می کند . به هر تقدیر به اعتقاد من اگر بنا باشد سه نفر را به عنوان بزرگان آواز اصیل ایرانی بعد از ظهور استاد شجریان پدر و به جز او برگزینیم سالار خان و همایون خان دو نفر از آن سه نفر هستند تا امروز . ( البته جای سوم را هم برای یک آشنا خالی گذاشته ام !!!)  

برای من بیشتر از آن جهت جالب توجه بود که سالار خان از آن گونه تصنیف ها می خواند که من می پسندم ، با ریتمی نه آن قدر تند که در آلبوم هایش می بینیم ، و البته اجرای فوق العاده او را هم در یک برنامهء رسمی از نزدیک می دیدم . البته به اعتقاد من نوای یک تار و کمانچه و تنبک ( که احتمالا شما را یاد کسانی می اندازد !) بسیار دلنشین تر در کنار آواز می تواند بیفتد  تا آنهمه ویلن و ویلنسل و فلوت و چیزهای دیگر . خوب من البته بسیار سنتی فکر می کنم . اما روی هم رفته برنامه دلنشین و با طراوتی بود به گمانم .

یک چیز دیگر که برایم جالب بود تفاوت دو خواننده بود با هم . من ابتدای امر متوجه نشدم که خوانندهء تاجیک خوانندهء اپرا بوده و ... اما چقدر گاهی که می خواند یاد بعضی لحظه های محمد نوری افتادم و البته به گمانم خیلی صدای او عاری از تکنیک و ظرافت – مطابق شناخت ما از تکنیک و ظرافت – آمد خصوصا آنجا که با سالار خان یک کار را بر اساس شعر رودکی می خواندند . قیاس صدای سالار خان و او مثل قیاس بنز می ماند و تراکتور؛ قیاس ظرافت و هنر با قدرت محض . کارهایی را که آن ایشان خواند بیشتر موسیقی جذابی داشت و البته صدای رسای خواننده چشمگیر بود .

به هر تقدیر این برنامه بسیار جالب و به یاد ماندنی بود ، و البته حاشیه ای ادبی هم داشت که در صفحهء دوم می خوانید ...

 

 

+

۱۳۸٤/٧/٩ - خلوت گزیده