حالات مومنان و منافقان...   

حاتم اصمّ گفت : مؤمن از همه کس آیس بود مگر از خدای تعالی ؛ و منافق به همه کس امید دارد مگر به خدای تعالی . مؤمن عمل صالح می کند و می ترسد ، و منافق معصیت می کند و ایمن باشد . و مؤمن مال را سپر دین می کند ، و منافق دین را سپر مال کند . مؤمن طلب کند مستحق را که چیزی به او دهد ، و منافق تعلل می کند تا چیزی به کسی ندهد . مؤمن طاعت می کند و می گرید ، و منافق معصیت می کند و می خندد. مؤمن را خورد و خفت عبادتی باشد ، و منافق را خورد و گفت عادتی باشد . مؤمن زلّتی کند به خطا ، از آن استغفار کند ؛ منافق گناه قصد کند و اصرار کند . مؤمن طالب سیاست خود بود و منافق طالب ریاست غیر بود . مؤمن همه کِرد باشد بی گفت ؛ منافق همه گفت باشد ، بی کِرد . سعی این در فکاک نفس خود بود ، و سعی او در هلاک نفس خود بود . مؤمن آنچه کند خواهد که باز نگویند ، و منافق آنچه نکند خواهد تا بگویند ؛ چنان که خدای تعالی گفت :

وَ یُحَبّونَِ أن یُحمَدوا بِما لم یَفعلوا.(س سیوم آیه صد و هشتاد و هشت )

(تفسیر شیخ ابوالفتوح رازی...چاپ آستان قدس رضوی ...جلد یک ، صفحهء صد و سی و شش و هفت)

 

+

۱۳۸٤/٥/٥ - خلوت گزیده