حافظ پژوهی- قسمت چهارم... چراغی در افق و کوچه های تاريک   

اما در بین حافظ پژوهان معاصر و گذشتگان ، کسی که به اعتقاد من بهترین دید را در مورد خواجه دارد ؛ استاد بهاء الحق و الدین خرّمشاهی است ، او تنها کسی است که در کنار حافظ شناسی به دین پژوهی و قرآن پژوهی هم پرداخته است ؛ و این در حافظ شناسی یک ضرورت است ، به حکم آن که :

ز حافظان جهان کس چو بنده جمع نکرد

لطایف حکمی با نکات قرآنی

و به استناد شعر خود خواجه قرآن بیش از هر چیز دیگر بر شعر و شخصیتش تاثیر داشته .

اما چنان که پیش تر اشاره کردم جناب خرمشاهی در مورد حافظ گفته اند که او کاملا انسان بوده و این به گمان من منصفانه ترین نظری است که می توان در مورد خواجه داشت ، با در نظر گرفتن آنچه در سطر های ماقبل به آن اشاره کردم .

اما آثار استاد خرمشاهی قابل توجه ترین و معتبر ترین نظراتی است که از حافظ پژوهی معاصر عاید خواننده می شود.

حافظ نامه؛  اثری جامع و مرجعذهن و زبان حافظ؛ نقطهء عطفی در حافظ شناسیحافظ ؛ کتابی برای همهء خوانندگانکتابی دیگر.. حافظ حافظهء ماست

 

به جز آثار خرمشاهی – البته آن هم با کمی اغماض -حافظ پژوهی بیشتر به لحظه های میان راه حافظ اعتنا کرده و نه به مقصود و مقصدی که حافظ داشته یا خاتمهء راه :

حکم مستوری و مستی همه بر خاتمت است...

اما حساب تکفیر کنندگان حافظ که به کلی جداست ، چون ایشان تنها به ابتدایی ترین و دسترس ترین تفسیر شعر خواجه قناعت کرده اند و بر همان اساس داوری کرده اند ؛ اما ارزش حضور این گروه به این است که برای حافظ پژوهان از دید مخاطب ساده نگر و پوسته بین طرح سوال کرده اند .

 

+

۱۳۸٤/۳/۱٦ - خلوت گزیده